سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
41
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
مشير الملك پسرش و نير الدوله و حاكم دار الخلافه به بازار محض گردش رفته و در حجره و مغازهء حاجى حسين آقا امين الضرب جلوس نموده شربت و شيرينى صرف فرموده و رفتند . يك صدراعظم مثل اين مىشود كه در چراغان به بازار مىرود و يكى هم مثل عين الدوله عروس . . . « 1 » مىشود كه حكم [ مى ] كند به آقايان متحصنين در مسجد نان و آب ندهند و دو روز سادات بيچاره را گرسنه و تشنه بگذارند . عجب شمرى بود اين . . . « 2 » كارى كرد كه عمر سعد در كربلا نكرد . خبرى از آن . . . « 3 » شنيدهام . اگر راست شد خواهم نوشت و الا دروغ نوشتن و كتاب پر كردن فايده ندارد . [ ورود مهاجرين ] روز چهارشنبه 17 جمادى الثانى 1324 آقايان از قم حركت نمودند . به واسطهء نبودن مال دستهبهدسته حركت مىكردند . يك ساعت و نيم به غروب ماندهء روز سهشنبه 22 آقايان يعنى آقا سيد عبد الله وارد حضرت عبد العظيم [ 47 ] مىشود . جمعيت و ازدحام بىاندازه است و مستقبلين از حد گذشته . صبح روز چهارشنبه 23 عقبماندهها هم مىرسند . وارد حضرت عبد العظيم [ مىشوند ] و حركت مىكنند . جماعت يهود تا كهريزك استقبال مىكنند و ارامنه هم پيش مىروند . يهودى و نصرانى و مسلمان قربانى در جلو [ پاى ] آقايان مىكردند . ظهر روز چهارشنبه 23 آقايان با كمال اعزاز و اكرام وارد شهر شدند و از حضرت عبد العظيم به طهران [ آمدند ] . آنچه درشكه بوده ، مجانا به حكم و امر دولت ، مسافرين سوار شده و به شهر آمدند . و شب را در بازار و كاروانسراها چراغان نموده و آيين بستند . خيلى مفصل بود . اهالى شهر از صغير و كبير ، اناث و ذكور ، خوشحال و مسرور از ورود آقايان بودند و آن هم و غم و الم مبدل بر سرور گرديد . زيراكه هرحزنى را فرجى در پى است و هر صبرى را فرجى همراه و با وى است ، عسرا يسرا توأمند و با يكديگر برادر .
--> ( 1 ) . فحش بود برداشته شد . ( 2 ) . فحش بود برداشته شد . ( 3 ) . فحش بود برداشته شد .